اور دوز دری وری ! - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
برم پیگیر شم شاید بتونم با این شماره عینکم سهمیه ی داوطلبان کم بینا رو اختصاص بدم ب خودم هاع !؟ #اغراق - عینک جدید ! - شلخته پلخته نباش دخترررر ! دفتر حسابانم قابلیته پرستیدن داره حتی ! تا اییین حد بهش مدیونم !
تفکراتی با بوی قجری با چاشنی مدرنیته ! - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
باشد ک فردا یا در واقه امروز سوتی ندهم و مودب و متین و خانومانه بروم دانشکده مکانیک ! سووتی دهندگانیم !
میشه یه لحظه بی ادب شم !؟ - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
چقد امروز فحش دهنم زیاد شده بود ! تا جایی ک میخواستم یه ادامه مطلب رمز دار بنویسم و توش پکیج فحشایی ک تو این 20 سال یادگرفتمو ب عرضه بذارم !
الکی پلکی ! - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
میگما این تصویر بالون تو این دستگاه های چشم پزشکی زیادی خز نشده !؟ ب جاش چرا یه منظره ی خوشمل تر نمیذارن خب !؟ یهو سوال شد برام ! گاهی چونان خنگ میشوم ک جامعه ی خنگان مرا حتی ب غلامیه خود هم نمی پذ
روانیم کردهههه -_- - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
ب جان عم قزی اگه ب حرمت دوستیه این چن ساله مون نبود و اگه ب خاطر اینکه بهم کمک کرد ام آر that رو ببینم بش مدیون نبودم میزدم لت و پارش میکردم آخه چقدددد یه آدم میتونه پررو باشه هاااا ؟؟؟ تقصیر خودمه ، من الکی بش رو دادم و آدم حسابش کردم چقد با جانان سر رشته ای ک قبول شده خندیدیم !! پووفففف |:
انحراف فکری ! - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
این آهنگ قدیمیه هس ک میگه : "یک حمومی من بسازم چل ستون چل پنجره ...!" یکم مشکل اخلاقی و شرعی نداره عایا !؟ ذهنمو درگیر کرده ! اونوخ مقامات بالا چرا هیچ وبلاگ فکری کلمه نمیکنن !؟ چرا بیکار نشستن و شعرو سانسور نمیکنن !؟ باعث وبلاگ انحراف کلمه وبلاگ فکری کلمه جوونا میشه خو ! ای باباع ! من برم بخوابم زی...
بیش فعالی پیرزن درون ! - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
واقعا الان با تمومه وجود دلم یکیو میخواد ک هی ب جونش غر بزنم اووو اینقد یه ریییز غر بزنم ک نگووو ! بلکه خالی شم یکم !
از معجزات مادر خانواده ! - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
چن روز پیشا مامان از راز یکعدد ظرف محتوی کلییی بامیه از دوران ماه رمضون پرده برداشت ! هیچی دیگه همین ک تا الان منو بابام فریز نشدیم جای بسی شکر داره !
فوتبال یا تستای ترمو !؟ - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
پرسپولیس باخت و اندر پوکر فیسی بسر میبرم الان ! سوزوکی هم ب چشم خواهری خوب بودش ها البته بعد از محمدحسین میثاقی و گادوین جان و شایان مصلح و بشار !
نمیتونم ... نمیشه ... - تاریخ: 1397/4/26 ساعت: 1:56
هی عکساشو ببینی ... هی عکساشو ببینی ...هی نخوابی ... هی دس ب یقه شی با خاطرات ... هی ... کاش &#
برقا ... گرما ... |: - تاریخ: 1397/4/26 ساعت: 1:56
فک کن یهو برقا بره هر چی تایپ کرده بودی بپره !!کولر قط شه ، مودم قط شه /: چند عدد هم مشتر
حرکت ... سفر...جاده... - تاریخ: 1397/4/26 ساعت: 1:56
اندر عمل ب جمله ی فسیروا فالارض در کنار خانواده جانتو جاده ی شمالیم!!!  میریم
و اما اردیبهشت ... - تاریخ: 1397/2/20 ساعت: 13:38
میشه باز ترانه شی رو مرز فریاد و سکوت ...یه پرنده شی که معنی نداره واسش سقوط ... !# من و تنها من ... (:# شب برشما خوش بادا ^_^Let's block ads! (Why?)
اندر فلاکتی! - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:34
گوشی مخفکی جان بنده توسطافراد ذی صلاح کشف ٬ ثبت و ضبط گردید !طبق مندرجات و قوانین تا اعلام نتایج کنکوردر فلاکت ب سر خواهم برد !جوری انرژی دارم و جوری ناراحتم کمیخوام جوری بترکونم ک یه جوری تهرون قبول شم!Let's block ads! (Why?)
امان از دست ... - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:34
دروغه اگه بگم همه چی خوب و رو به راهه...اما میگذره ...به قول شاعر :زمونه رنگارنگه ، شب و روزش یکی نیست !خوشی دوووم نداره ...غمش همیشگی نیست !بالاخره اینکه 5 ماه دیگه رهاییه ، خودش یه دلخوشیه بزرگهههه!یکم دور میشم از ننه و بابا ...یکم آزاد تر ...یکم مستقل تر ...امیدوارم همه چی به خیر و خوشی تموم شه ....
بهمن است دیگر ! - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:34
Behet ghol midam sakht nistLaghal baray to ...Rahat bash dooram az to oDonyay to ...+ اصفهانه ...دوست آلمانیش تلفنو جواب داد!از اینکه حسش کم شده و همونطورکم مونده ... دلخورم...۲ روز دیگه سالگرد اون روز کذاییه ...قرار بود فراموش شه میشد دیگه...مگه نه ...؟؟؟!اینجا برف نیومد /:Let's block ads! (Why?)
نویسنده همزمان در دو مسیر (!) - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 12:43
کافیست که جرات شروع کردن را داشته باشید، و آن موقع است که جرات موفق شدن را هم دارید! + "من" شروع کردم .... درسته ک هنوز خیلی ساعت مطالعه م بالا نیست ولی خب ب قانونه : ریزه ریزه ، آسه آسه (!) ، هم بنده یقین نسبی دارم !!! حالا چرا نسبی ؟! در برخی موارد همچون مشکلات مزاجی (!) باید فورا ب سرویس های بهدا...
روزی در کنارِ مامان جانِ عزیز (: - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 12:43
دیروز از اون روز نسبتا شلوغا بود و پر از سوژه برای حرف (!) حالا ازینا شروع کنم یا از اونا بگم ؟!واستا اول ازینا بگم ! دیروز پدرجان نوبتشون بود ک ب خدمت گذاری مادرجانشان بروند و چون پرستار مادرجون دیشب نمیومد بابام شب پیشش میخوابید . بنده هم طی یه حرکت انتحاری مامان جان رو بردم بیرون ! اول رفتیم یه م...
تولدت مبارک ای وبلاگا ! - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 12:43
راستش دقیق اون روزو یادم نمیاد ... اصلا نمیدونم هدفم چی بود شاید برای فرار از تنهایی هام بود ، شایدم عبور از هیاهوی درون ، یا شایدم فاصله گرفتن از دنیای بیرون و خسته از اتفاقاتِ اطراف ...! هر چی ک بود زدمش ... وبلاگو میگم اولش ک خُب با نوشته های هدایت خان (!) و جملات قشنگ و اینا بود ولی بعدش هوس کرد...
همسایه ی بی نظم !!! - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:14
الان وقته با قابلمه زدنه آخه ؟! حسم میگه :« یه بچه کوچولویی ام الان اون وسطه! »خوب لاقل بدین دسته یکی ریتمیک تر بزنه ! ای بابا ! واسه اون بچه هه میگم ! وگرنه ک خودم رو صندلیم نشستم ! با این همسایه روبه رویی ام ! پنجره شون رو به روی پنجره اتاقه منه ! ای بابا الان وسط اتاقم و مشغول ب حرکات موزون ! { ا...

برچسب‌های مرتبط

روزنوشت مهاجرانی | روز نوشت محمد نوری زاد | روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی | روز نوشته های یک معلم | در ایران | در افغانستان | در قزوین | بازی بچه 2 ساله | بازی بچه های 2 ساله | اسباب بازی بچه 2 ساله