*__*believe*__*

متن مرتبط با «در ایران» در سایت *__*believe*__* نوشته شده است

هیجان و استرس و درس و امتحان ! باز این چه شورش است!؟

  • نیلوبلاگ

    بالاخره زهرا کشون کشون منو برد کتابخونه!(جمع نمودن عزم عمومی و آنجای خصوصی جهت درس خواندن!)درد مشترک جفتمون سرxa0درس نخوندن هم همین چک کردن اخبار و کانال مانال هاست ها! هی بررسی و تحلیل میکنیم و میگیم ...

    ادامه مطلب
  • در هفته ای ک گذشت !!

  • نیلوبلاگ

    در گذرگاه زمانخیمه ی شب بازی دهربا همه تلخی و شیرینی خود میگذردعشق ها می میرند ...رنگ ها رنگ دگر میگیرندو فقط خاطره هاست ک چه شیرین و چه تلخدست ناخورده ب جا میمانند...xa0بی رمز و حفاظ !...

    ادامه مطلب
  • درد هجران ... /:

  • نیلوبلاگ

    هممه ی تنم دردمیکنه ، لرزدارم ، انگار یه مشت خاک ریختن تو گلوم ... عصبی ک میشم بعدش همیشه جسمم ضعیف میشه و مریض میشم... ای خدا اون وبلاگی رو ک باعث شد اون از اون تو وبلاگ منو پیدا کنه و منو ب خودش وابسته کنه ، لعنت کنه... خدا نگذره ازش... "کاشکی هرگز نمیدیدم تو را..." -xa0انقد حالم بد بودک نتونستم تو پانسیون بمونم ، اومدم خونه......

    ادامه مطلب
  • دلش افسرده درین تنگ غروب ...

  • نیلوبلاگ

    مثه افسرده ها همه ی پرده های خونه رو کشیده بودم تا مبادا یکم نور بیاد تو ، با سه عدد پتو گرفتم خوابیدم... با هر صدایی ک بیدار میشدم میزدم زیر گریه بعد باز میخوابیدم... ای شیرین ای شیرین... الان با زنگ بابا بیدار شدم، گفتن هنوز کویریم و جات خالی، مامان گف دوتا نودل بنداز تو آب بخور.. الان کامل بیدار شدم و فعلا نودل ها تو آبن...مراسم عصر جمعه ای دارم خلاصه!...

    ادامه مطلب
  • چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من ! ...

  • نیلوبلاگ

    وی ، جدیدا دچار مرضی لاعلاج شده ب اسم "غمگین شب گوش کن!" بدینگونه ک آهنگ های بند تمبانی و غمگین گوش میدهد ، اوکو اوکو ناله سر میدهد و تا پاسی از شب ب صرف مقدار فراوانی ذکر مصیبت و آه وناله ای اضافه ، غمگساری میکند!!!...

    ادامه مطلب
  • وقتی خداوند کلید کرده روی مادرجونم !

  • نیلوبلاگ

    تا خود الان تو بیمارستان ... خدا بخیر کناد . استرس اندورنمان موج مکزیکی میرود...xa0بعدا نوشت در ۱۸ /۱۱/ ۹۷دیشب هم خونریزی...مامان گفت دستگاهارو بهش وصل کردنبرای آندوسکوپی......

    ادامه مطلب
  • از بیماری مادرجون گرفته تاآ احساس وجدان درد !

  • نیلوبلاگ

    چقد حالم بده خداااا ...xa0یا خدا ... دلوم تنگ اومدهشیشه ی دلوم ای خدا ٬ زیر سنگ اومده...xa0همون رمز همیشگی...

    ادامه مطلب
  • در تعطیلاتی ک گذشت

  • نیلوبلاگ

    - پسرک ب بنفش زیادی نزدیک شده ...برای بنفش ،عشق یا وابستگی یاکلا احساساتی از این قبیل خطرناک است خب...!xa0xa0- بازی مافیا اساسا خیلی خوب است!xa0ام آر that ، پارسال تو یه همچین موقعیبعد از 6 ماه از ایران رفت ......

    ادامه مطلب
  • اور دوز دری وری !

  • نیلوبلاگ

    برم پیگیر شم شاید بتونم با این شماره عینکم سهمیه ی داوطلبان کم بینا رو اختصاص بدم ب خودم هاع !؟ #اغراق - عینک جدید ! xa0 - شلخته پلخته نباش دخترررر ! xa0 دفتر حسابانم قابلیته پرستیدن داره حتی ! تا اییین حد بهش مدیونم !...

    ادامه مطلب
  • تفکراتی با بوی قجری با چاشنی مدرنیته !

  • نیلوبلاگ

    باشد ک فردا یا در واقه امروز سوتی ندهم و مودب و متین و خانومانه بروم دانشکده مکانیک ! xa0 سووتی دهندگانیم !...

    ادامه مطلب
  • بیش فعالی پیرزن درون !

  • نیلوبلاگ

    واقعا الان با تمومه وجود دلم یکیو میخواد ک هی ب جونش غر بزنم اووو اینقد یه ریییز غر بزنم ک نگووو ! بلکه خالی شم یکم ! ...

    ادامه مطلب
  • از معجزات مادر خانواده !

  • نیلوبلاگ

    چن روز پیشا مامان از راز یکعدد ظرف محتوی کلییی بامیه از دوران ماه رمضون پرده برداشت ! هیچی دیگه همین ک تا الان منو بابام فریز نشدیم جای بسی شکر داره !...

    ادامه مطلب
  • اندر فلاکتی!

  • نیلوبلاگ

    گوشی مخفکی جان بنده توسطافراد ذی صلاح کشف ٬ ثبت و ضبط گردید !طبق مندرجات و قوانین تا اعلام نتایج کنکوردر فلاکت ب سر خواهم برد !جوری انرژی دارم و جوری ناراحتم کمیخوام جوری بترکونم ک یه جوری تهرون قبول شم!Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • نویسنده همزمان در دو مسیر (!)

  • نیلوبلاگ

    کافیست که جرات شروع کردن را داشته باشید، و آن موقع است که جرات موفق شدن را هم دارید! + "من" شروع کردم .... درسته ک هنوز خیلی ساعت مطالعه م بالا نیست ولی خب ب قانونه : ریزه ریزه ، آسه آسه (!) ، هم بنده یقین نسبی دارم !!! حالا چرا نسبی ؟! در برخی موارد همچون مشکلات مزاجی (!) باید فورا ب سرویس های بهداشتی مستقر در محل با شتابی بالغ بر 20 متر بر مجدور ثانیه بجهید (...

    ادامه مطلب
  • روزی در کنارِ مامان جانِ عزیز (:

  • نیلوبلاگ

    دیروز از اون روز نسبتا شلوغا بود و پر از سوژه برای حرف (!) حالا ازینا شروع کنم یا از اونا بگم ؟!واستا اول ازینا بگم ! دیروز پدرجان نوبتشون بود ک ب خدمت گذاری مادرجانشان بروند و چون پرستار مادرجون دیشب نمیومدxa0بابام شب پیشش میخوابید . بنده هم طی یه حرکت انتحاری مامان جان رو بردم بیرون ! xa0اول رفتیم یه مغازه ی چوب فروشی (!) و برای خونه یه ساعت دیواری خوشگل چوبی پسند کردیم !&#...

    ادامه مطلب
  • عکس یادگاریه من در کنار مغزِ آشفته !!

  • نیلوبلاگ

    xa0دیروز با مریم قرار داشتم .... البته نه اون مریمه منفور !! در پست های مذکور (!) یکی از دوستای یه سال از خودم بزرگتر ک اهل تبریزه و الان معماری دانشگاه زنجان میخونه . تو مدرسه بنده معمولا بعد از اتمام کلاس کسل کننده ی جبر پشت در کلاس بچه های 4ریاضی بودم ک اشکالامو ازش بپرسم !xa0 دیروز بیشتر من حرف زدم ... حتی جالبه انتخاب نوع بستنی هم ب اختیار من گذاشت ! البته مریم یه مدت نیاز ب همصحبت داشت .... کسی ...

    ادامه مطلب
  • درباره دو فاطمه !!! (((:

  • نیلوبلاگ

    xa0هیچی دیگه از وقتی فمیدم آبجیه وبلاگیم داره عروس میشه اصن زبونم لال شده ! نمیتونم درباره ی تهران رفتنم و تنهایی برگشتنم وxa0 دیدن یکی از دوستای وبلاگیم تو پارک آب و آتش و رفتن خونه ی دایی حسن اینا وxa0 خونه ی دایی حسین اینا و "اینا و اونا و مامانم اینا و عباس آقا و مامانش اینا"xa0بگم !!!xa0 الهی بختک روت نیفته فاطمه !!! اصن زبونم رو بستی با این کارت ! الان وخته ازدواج بود آخه ؟؟؟xa0 بابا داشتی از دنیای مجرد...

    ادامه مطلب
  • در شبی تار ! و من چون جغدی آشنا ، بیدار !

  • نیلوبلاگ

    + من مانده ام تنهایِ تنهاااااااااا !خانواده باز منو کاشتن رفتن ، تنها گذاشتن رفتن ! دروغ نگم ب جز من یکی دیگه داشتن رفتن ! و خانومِ نسبتا فسیلی را بادیگاردِ افتخاریه بنده معرفی نمودند ! ساعاتِ بدنِ آن شخص مطابق با ساعاتِ رسمیه کره ی جنوبی تنظیم گشته ! " اُفُقش با من فرق داره !" 8 شب لالا ! 5 صُب آما...

    ادامه مطلب
  • در انتظار رویت...ما و امیدواری..

  • نیلوبلاگ

    بیا و مارو بیشتر ازین منتظر نذار...میدونی چقد انتظار سخته؟؟راستی بذار برات بگم : کوچه هامون آماده س...آذین بستیم ، همه جا چراغونیه...شلوغه .. خیابونا : شربت و شیرینی میدن ، مولودی میخونن..خوشحالی میکنن.. همه چی آماده س برای ظهورت آقا جان ...اما...اما...فقط یه چیزی آقا..شرمم میاد بگم .. .آاقا ..دِلها...

    ادامه مطلب
  • تعقلی اندر باب مناظرات !

  • نیلوبلاگ

    مناظره چیست ؟ و هدف از انجام آن را با مثال توضیح دهید .xa0- مناظره عبارت است از : کمدی - تراژدی ای ک در آن ب جای رفع ابهامات و سوالاتِ مردم طرفین ، یکدیگر را گاه ب صورت ضربدری و گاه ب شکل یکی در میان و پینگ پونگی * (!)xa0 کوبیده و نقش بر دیوار میکنند! لازم ب ذکر است ک اگر این عزیزان رخصت یابند در پاره ا...

    ادامه مطلب