راستی بذار برات بگم :
کوچه هامون آماده س...آذین بستیم ، همه جا چراغونیه...شلوغه ..
خیابونا : شربت و شیرینی میدن ، مولودی میخونن..خوشحالی میکنن..
همه چی آماده س برای ظهورت آقا جان
...اما...اما...فقط یه چیزی آقا..شرمم میاد بگم ..
.آاقا ..دِلهامون...هنوز چراغونی نشده...
خیابونا تمیزه اما دلها غبار گرفته س..
اونم یه روز درست میشه .. فقط تو بیا...
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد...

ما را در سایت *__*believe*__* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40