درباره دو فاطمه !!! (((:

خرید بک لینک

هیچی دیگه از وقتی فمیدم آبجیه وبلاگیم داره عروس میشه اصن زبونم لال شده !

نمیتونم درباره ی تهران رفتنم و تنهایی برگشتنم و

دیدن یکی از دوستای وبلاگیم تو پارک آب و آتش و رفتن خونه ی دایی حسن اینا و

خونه ی دایی حسین اینا و "اینا و اونا و مامانم اینا و عباس آقا و مامانش اینا" بگم !!!

الهی بختک روت نیفته فاطمه !!! اصن زبونم رو بستی با این کارت !

الان وخته ازدواج بود آخه ؟؟؟

بابا داشتی از دنیای مجرد ها لذت میبردی عا !

دیگه مرغ شدنت چی بود این وسط ؟!؟!؟! ----> ( خاااک بر سرت ! )

داماده داره دستی دستی خودشو بدبخت میکنه میره پی کارش !!!

من باید جلوی بدبخت شدن جوون مردمو بگیرم بالاخره مسئولم !!

خدایا صبر عاجل ب اون طفلی عطا کن !

( یه پست کامل رو اختصاص دادم ب توعا ! حالا آیا بنده لایق خوردن شام عروسیت نیستم ؟!)

آیا با خواندن این پست باز هم آبجیه بنده خواهد ماند ؟؟؟!!

+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 18:38 نويسنده shirin (: |
*__*believe*__*...

ما را در سایت *__*believe*__* دنبال می‌کنید

برچسب: درباره,فاطمه, نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:14

صفحه بندی