با سه عدد پتو گرفتم خوابیدم...
با هر صدایی ک بیدار میشدم میزدم زیر گریه بعد باز میخوابیدم...
ای شیرین ای شیرین...
الان با زنگ بابا بیدار شدم، گفتن هنوز کویریم و جات خالی،
مامان گف دوتا نودل بنداز تو آب بخور..
الان کامل بیدار شدم و فعلا نودل ها تو آبن...مراسم عصر جمعه ای دارم خلاصه!
*__*believe*__*...ما را در سایت *__*believe*__* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48