
"جامعه ای در دو طرف پیوستار ؛ عده ای با اختلال اضطرابی شدید که جامعه ی روانشناسی و روانپزشکی با آنها رو ب رو هستند و آن طرف افرادی که بیماری را کتمان و بی خیال از کنار این بیماری میگذرند .تصاویر و راه...
ادامه مطلب
خیلی دوس دارم تا فردا ظهر ساعت ۱۲ خواب باشم!....^_^آما...هعی...درس خوبه، پانسیون خوبه،این خوبه...اون خوبه !!...
ادامه مطلب
کو دلم؟کو دلی ک برد و ندادغارتم کرده داد میخواهمدل خونین ، مرا چکار آیددلی آزاد و شاد میخواهم..او که از من برید و ترکم کردپس چرا پس نداد آن دل راوای بر من که مفت بخشیدمدل آشفته حال غافل را......
ادامه مطلب
میشه باز ترانه شی رو مرز فریاد و سکوت ...یه پرنده شی که معنی نداره واسش سقوط ... !# من و تنها من ... (:# شب برشما خوش بادا ^_^Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
Behet ghol midam sakht nistLaghal baray to ...Rahat bash dooram az to oDonyay to ...+ اصفهانه ...دوست آلمانیش تلفنو جواب داد!از اینکه حسش کم شده و همونطورکم مونده ... دلخورم...۲ روز دیگه سالگرد اون روز کذاییه ...قرار بود فراموش شه میشد دیگه...مگه نه ...؟؟؟!اینجا برف نیومد /:Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
چش تو چشِ دیوار (!) ، اَییییی پاهامم نمیتونم تکون بدم این چ وضشه ؟!اوخ صندلی رو ک نگو (!) یذره ببرم عقب تر با بصل النُخاعَم پخشِ زمین میشم ! لازم ب ذکر هستش ک تو "لوزالمعده ی مبارکِ" مراقب هم حضور دارم ! ینی دقیقا بغل دستش ! خو آخه روانی ها جا قحطی زده بود ؟! خیلی بی مشعر و بی نفهمیات و بی نظمیات تش...
ادامه مطلب
سلااااامممممم اینجانب یه روز خوب و عالی رو همراه با کمپوت های دوستان سپری کردم! ووااااای ک حوصله م سر رفت چقد این بیمارستانا کاغذ بازی و این کاراشون زیاده. ولی حالا کلا دلم واسه ترنم و اون پرستار مهربونه و دانشجوهای پزشکی مخصوصا از نوع پسرشون(!) تنگ میشه!(من دختر بدی نیستما!) xa0 +دَمه مامان گرم ک به هیشکی هیچی نگف( تنکس اِ لات مامی!) فقط یذره ک چ عرض کنم یه نمه بیشتر از یذره! سرم غُر زد! ک البته انقد مسخره بازی درآوردم و سر به سرش گذاشتم ک بیخیالِ گیر دادن شد! بهم میگف دختر تو حواست کجاست؟(من ع...
ادامه مطلب
آقا قبل اینکه بحثو شرو کنم یه صلوات ختم کن! میگما من تو این ماه آخر سال 95 نَمیرم صَلللوووواات! دیشب از کتابخونه ب سلامتی و میمنت رسیدم خونمون! آقا چشمتون روز بد نبینه در کنتور آب رو بابام وا کرده بود ک نَمِش بره منم جلوم تاریک بود ندیدم و شالاپی افتادم تو دام عاشقی نفمیدم نفمیدم...! (رَد دادم زیاد جدی نگیرین خوب میشم به امید خدا!) داشتم میگفتم یوهو پای راستم رف تو چاله ی کنتور آب! حالا قسمت جالب اینجاس ک ب هر فلاکتی بود از پله ها اومدم بالا(با کمک مادرجان) بعد بابا درو وا کرده به جای اینکه بپرس...
ادامه مطلب
بیخیال... امروزم نیومد...احتمالا رف میدون امام. یه اتفاقه جالب : یکی از پسرای فامیل ب اسمه آرمان فک کنم کلاس دهمه ینی کلا ا من کوچیکتره بعد از من خلی خوشش میاد (مثه ایکه دوسم داره)اینو امروز فمیدما! سرفلکه ک رسیدم دیدم دوسته آرمان خیلی داره نیگا نیگا میکنه بعد یذره ک ازم دور شدن یهو بلند گف اینکه قیافش..........(کلمه ش بده عیبه زشته!) بعد آرمانم دنبالش کرد تا وسط خیابون شرو کرد ب زدنش! بعد برگش یه نگاه ملیح ب من کرد و رفت! xa0 پ ن: عجب!!!!!!!!! پ تر ن! : میخوام بش زنگ بزنم... بزنم یا نزنم؟؟؟؟؟؟ ...
ادامه مطلب
وقتی نماز میخونی و از ته دل با خدات حرف میزنی... وقتی موقه حرف زدن یهو دلت میگیره و زار میزنی در برابرش... حس خوبه سبک بال بودن بهت دست میده...حس میکنی تنها نیستی... و خدا هست...همیشه...فقط ما قدرت درک حضورشو نداریم... خدایا شکرت بابت همه چی...ممنون ک تو زندگیم هیچی برام کم نذاشتی... تو بهترینی... پ.ن : این حسو تجربه کنین...گاهی برای پالایش روح لازمه....
ادامه مطلب
آخ جوووون خدایا عاشقتممم (:* xa0 پس نویسه : به خاطر دو تا چیز اول :امتان ریاضیم خوب بود و زیستمو خوب جواب دادم (: دوم :مثه اینکه فردا دوباره قراره یه شنبه ی دیگه برام باشه ((((: هووووووووورررررررررررا (: xa0 پس تر نویسه: آی ام وری خوشحال بیدم!...
ادامه مطلب
بازم شنبه... ساعت 2... استرس قبل از دیدار... دستای یخ زده و قلبی که داره از جا کنده میشه... از دور میبینم یکی اونجا واستاده...آره خودشه... از پشت چشاشو گرفتم... گفت این دستای یخ کرده کی میتونه جز شیرین باشه... بازم طبق معمول گذشته دستامو بیشتر تو دستش نگه داشت... چرا شنبه ها انقد دیر از راه میرسن؟؟؟ چرا انتظار انقد تلخه؟؟؟ چرا یه روز شنبه رو دو بار تو تقویم نداریم؟ xa0 پس نویسه : خدایا چی میشد اگه هفته هفت روز نبود؟ مثلا یه ربع به یه ربع یه هفته بود مثلا... به جای هفته باید اسمشو میذاشتن ربعه......
ادامه مطلب
ای خدا نگم چیکارت نکنه زهررا! فوش فوش فوش الهی تنت پر جوش سرسیاه شه الهی کرمک بزاره تنت! الهی کچلک بگیری دخدر! این خوابای تو به منم سرایت کرد! یه بار بت خندیدما!گفدی خواب بد دیدی گریه کردی آقا منم امروز کله سحر خوابه رو ک دیدم گریه کردم حالا بابام برا نماز پا شده میگه چرا گریه میکنی؟ بش ک گفدم میگه شام زیاد نخور! من پدرم را دوست میدارم او نیز هم! xa0 پس نویسه : وووای بازم کارای مامان طوری!...
ادامه مطلب
هیچکس نمیتواند پی ببرد.... هیچ کس باور نخواهد کرد...به کسی که دستش از همه جا کوتاه بشود میگویند : برو سرت را بگذار و بمیر! اما وقتی که مرگ هم آدم را نمیخواهد وقتی که مرگ هم پشتش را به آدم میکند مرگی که نمی اید و نمیخواهد بیاید...! همه از مرگ میترسند... من از زندگی سمج خودم! کتاب "زنده به گور " صادق هدایت...
ادامه مطلب