
اتمام کتب غیر درسی نیمه تمام و دیدن فیلم های مضحک و برقراری دیالوگ های بی پایه و اساس با دوستانِ به قول مادر بی سر و پایشxa0از مجموعه فعالیت های بنده در این دوره ی خطیر فرجه هاست. ((:وی با این فرمون به دهکده یxa0فنا(بووق الف) رهسپار است با سرعت بالا !xa0...
ادامه مطلب
بالاخره زهرا کشون کشون منو برد کتابخونه!(جمع نمودن عزم عمومی و آنجای خصوصی جهت درس خواندن!)درد مشترک جفتمون سرxa0درس نخوندن هم همین چک کردن اخبار و کانال مانال هاست ها! هی بررسی و تحلیل میکنیم و میگیم ...
ادامه مطلب
در گذرگاه زمانخیمه ی شب بازی دهربا همه تلخی و شیرینی خود میگذردعشق ها می میرند ...رنگ ها رنگ دگر میگیرندو فقط خاطره هاست ک چه شیرین و چه تلخدست ناخورده ب جا میمانند...xa0بی رمز و حفاظ !...
ادامه مطلب
نمیدونم از چی ناراحت بودم ک تمام گذشته و ناکامی هاشو ، کوبوندم تو صورتش...احتمالا شکست... تقصیر خودشم بود، نباید ب پر و پام میپیچید /:...
ادامه مطلب
آخرین بار شهریور 96 نوشت...از اون ب بعد فقط گاهی وبلاگشو چک میکرد...بعدم هی حضورش کمرنگ و کمرنگ تر شدتا اینکه یه بار خودش گفت دیگه اونورا نمیره...دوره ی اوج وبلاگ من هم زمانی بود ک اون حضور داشت و میخ...
ادامه مطلب
الان از آن زمان هایی است ک تحلیل آزمون هایم روی هم تلمبار شده و میخواهم نقاط حساسه زمین و زمان و هر آنچه در آن است را گاز گرفته و ب خاک و خون بکشانم !...
ادامه مطلب
حتی از صدای قورت دادن چاییش ، از صدای چیزی خوردنش ،ازxa0کشیدن پاهاش رو موکت وقتی داره درس میخونه ،xa0ازحرف زدنش ، از دست زدن بهش ،ازxa0سهمیه ی تپلی ک بخاطر شهادت پدر مدافع حرمش بهش میرسه ،xa0ازینکه13سالگی ازد...
ادامه مطلب
من تنهام و باز مامان اینا رفتن تهران. دیشب گفت برای ناهار فردات چ میکنی!؟ گفتم خب مامان جان سفارش میدم دیگه. با چشمانی گردالی شده گفت تو چیکااررر میکنی!؟؟؟ اینهمه چیز میز تو یخچال هست! هندوانه ،طالبی،اون آشه ک پریروز می خواستم بریزم دور ! نون پنیر سبزی و ....! کم کم داشت در خفایای خاطرش ب دیوار مهربانی هم فکر میکرد ک افکار پلید و شومش را منقطع نموده و ب نون و پنیری راضی عمی گشتیم !!!...
ادامه مطلب
شوخی شوخی،جدی شد! دوستم رفته ب مامانش گفته ! مامانه هم قراره ب بزی بگه ! این فرآیند گویا دارد با واکنش هایی انفجاری انجام میشود!...
ادامه مطلب
وی تا گردن خزیده است زیر پتو و دارد از تنهایی نیمه شبش ، کعنهوو حیوانی باوفا میلرزد !...
ادامه مطلب
خیلی دوس دارم تا فردا ظهر ساعت ۱۲ خواب باشم!....^_^آما...هعی...درس خوبه، پانسیون خوبه،این خوبه...اون خوبه !!...
ادامه مطلب
وی ، جدیدا دچار مرضی لاعلاج شده ب اسم "غمگین شب گوش کن!" بدینگونه ک آهنگ های بند تمبانی و غمگین گوش میدهد ، اوکو اوکو ناله سر میدهد و تا پاسی از شب ب صرف مقدار فراوانی ذکر مصیبت و آه وناله ای اضافه ، غمگساری میکند!!!...
ادامه مطلب
خودش لابد افسرده شده و فکر میکند پیرخرفت شده ، برای همین چپ و راست ب من میگوید "بچه!" ، اصلا حالا ک اینطور شد واقعا خودش هم پیرخرفته ابرو قشنگ هست اش ! ^__^...
ادامه مطلب
انقد اینجا خالیه کxa0xa0میشه بعنوان خونه خالی ، اجارهxa0ش بدم !xa0خب بالاخره منم یه پولی ب جیب میزنم دیگه!xa0- شاید اگه دو برگه A4 پشت و روبا خودم حرف بزنم ، یکم بهترشه اوضاع...هووووففففف...
ادامه مطلب
I got very bad so muchThis is not meI became strangers with myself...xa0خواستم جوریxa0بنویسمxa0متوجه نشویدxa0!! ^_^اصلا اگر شدید هم در دلتان ترجمه کنید !xa0...
ادامه مطلب
عصر جمعه ای ک کسی رو نداشته باشی باهاش بری بیرون ، تقریبا هم ارزه با عصر عاشورا !...
ادامه مطلب
کو دلم؟کو دلی ک برد و ندادغارتم کرده داد میخواهمدل خونین ، مرا چکار آیددلی آزاد و شاد میخواهم..او که از من برید و ترکم کردپس چرا پس نداد آن دل راوای بر من که مفت بخشیدمدل آشفته حال غافل را......
ادامه مطلب
پرسپولیس باخت و اندر پوکر فیسی بسر میبرم الان ! سوزوکی هم ب چشم خواهری خوب بودش ها البته بعد از محمدحسین میثاقی و گادوین جان و شایان مصلح و بشار ! ...
ادامه مطلب
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 راستش دقیق اون روزو یادم نمیاد ... اصلا نمیدونم هدفم چی بودxa0 شاید برای فرار از تنهایی هام بود ، شایدم عبور از هیاهوی درون ، یا شایدم فاصله گرفتن از دنیای بیرونxa0و خسته از اتفاقاتِ اطراف ...! xa0هر چی ک بود زدمش ... وبلاگو میگمxa0 اولش ک خُب با نوشته های هدایت خان (!) و جملات قشنگ و اینا بود ولی بعدش هوس کردم روزامو قاب بگیرم و...
ادامه مطلب
الان وقته با قابلمه زدنه آخه ؟! حسم میگه :« یه بچه کوچولویی ام الان اون وسطه! »خوب لاقل بدین دسته یکی ریتمیک تر بزنه ! ای بابا ! واسه اون بچه هه میگم ! وگرنه ک خودم رو صندلیم نشستم ! با این همسایه روبه رویی ام ! پنجره شون رو به روی پنجره اتاقه منه ! ای بابا الان وسط اتاقم و مشغول ب حرکات موزون ! { البته داره بد میزنه ! نمیدونم چجوری برم !} خدا ازشون نگذره ! آدمو ب چ کارایی وا میدارن عا ! خدایا خود...
ادامه مطلب