خرید بک لینک

من تنهام و باز مامان اینا رفتن تهران. دیشب گفت برای ناهار فردات چ میکنی!؟ گفتم خب مامان جان سفارش میدم دیگه. با چشمانی گردالی شده گفت تو چیکااررر میکنی!؟؟؟ اینهمه چیز میز تو یخچال هست! هندوانه ،طالبی،اون آشه ک پریروز می خواستم بریزم دور ! نون پنیر سبزی و ....! کم کم داشت در خفایای خاطرش ب دیوار مهربانی هم فکر میکرد ک افکار پلید و شومش را منقطع نموده و ب نون و پنیری راضی عمی گشتیم !!!

برچسب: نویسنده: کامران باقریان تاريخ: سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:52

صفحه بندی