کیک وانیلی با کربنه اضافه! (: - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 11:19
به نظرتون کیک وانیلی سوخته شم خوشمزه س دیه نه؟؟؟ کیک وانیلی با کربنه اضافه! البته دس پخته منه! عتما خوشمزه س. هر کی بگه نه خر است! بااین اوضا ب قوله ننم باهاس تو خواب شوور ببینی! ا خداشم باشه عصن خوشبحال اونیکه من زنشم والا نمیخواد بره بیرون پول غذا بده! کربن بدنش زیاد میشه خو خوبه براش! بیا من ب فک...
)))): - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 11:19
خلی سخته بفمی رفدی تو لیست بلاکی های کسی ک دوسش داری بعد ک میپرسی ازش میگه برای آرامش اصاب... د لنتی اگ آرامش اصاب میخواستی میگفدی ک برم از زندگیت دیگه اینکارت برا چی بود؟؟؟ منو توی هاله ای از ابهام و سوال گذاشتی... باش من آرامشتو میخوام گلم... راحت باش... فقد دلم ب این خوشه ک گفدی چن تای دیه هم بلا...
همه چیز خوب است... - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:20
میدانی...؟! همه چیز خوب است...زندگی جریان دارد... من جریان دارم...تو جریان داری... من راکد نیستم...تو هم حالا این میان از سر بالایی سرازیر شوی یا سر پایینی چه فرقی میکند؟ به نظر من مهم "جریان داشتن" است...
زندگی را از جایی محکم بگیر... - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:20
امروز تمام خطی های دنیا صف های طولانی داشتند همه ی تاکسی ها گوششان سنگین بود و فرمان ایست مرا دو خیابان آن طرف تر می شنیدند... امروز از تمام کلاس های کنکور جاماندم... تمام جزوه های ناقصم زیر باران پاره شد و تمام معلم های فیزیک ازمن خواستند مسئله های سخت خازن را برایشان حل کنم... امروز تمام گداهای خی...
زندگی اجباریست... - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:20
شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی باید کرد... خبری از دل پر درد گل یاس نداشت... خبری از تپش قلب جفاکار نداشت... باید اینطور نگارش میکرد : چه شقایق باشی چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست...
بدترین درد... - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:20
ما فکر میکنیم بد ترین درد از دست دادن کسیه که دوسش داریم... اما... حقیقت اینه که بدترین درد از دست دادن خودمون و ازیاد بردن اینکه کی هستیم و چقدر ارزش داریم... گاهی وختا خیلی تلخ تره...
زنده به گور... - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:20
هیچکس نمیتواند پی ببرد.... هیچ کس باور نخواهد کرد...به کسی که دستش از همه جا کوتاه بشود میگویند : برو سرت را بگذار و بمیر! اما وقتی که مرگ هم آدم را نمیخواهد وقتی که مرگ هم پشتش را به آدم میکند مرگی که نمی اید و نمیخواهد بیاید...! همه از مرگ میترسند... من از زندگی سمج خودم! کتاب "زنده به گور " صادق ...
بر بلندای ابرها... - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:20
تا حالا دقت کردین! تو آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد هیچ ابری وجود نداره... پس هر وقت آسمون دلت ابری بود با دنیا نجنگ...! فقط اوج بگیر...
دلیل بدبختی! - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:20
بدبختی از دلبستگی بر می خیزد...! مابه اشیا و به مکان ها و به اشخاص دلبسته شده ایم... معتاد دلبستگی شده ایم به همه چیز دلبسته و وابسته ایم... و دلبستگی بدبختی به بار می آورد... زیرا زندگی پیوسته درحال تغییر است... زندگی در حرکت دایم است... هیچگاه از حرکت باز نمی ایستد حتی برای چند لحظه ای کوتاه. آنگا...
خودکشی تدریجی - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:20
با خودت نجنگ. چنین جنگی بیهوده است. درچنین جنگی پیروزی وجود ندارد... جنگ باخود چیزی نیست مگرخودکشی تدریجی... خودت را قبول کن همانگونه که هستی با خوشحالی با سپاس...

برچسب‌های مرتبط

روزنوشت مهاجرانی | روز نوشت محمد نوری زاد | روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی | روز نوشته های یک معلم | در ایران | در افغانستان | در قزوین | بازی بچه 2 ساله | بازی بچه های 2 ساله | اسباب بازی بچه 2 ساله