پست دیروز !

خرید بک لینک

+ باز مثه خرس امروز تا 10 خوابیدم

یادم اومد امروز مدرسه بازه و من باید برم کتابایی ک گرفته بودم رو پس بدم (:

یه نصفه نون قندی با چایی خوردم و سریع لاکامو پاک کردم

( هنوزم معتقدم باید قوانین مدرسه رعایت شه !)

لباس پوشیدم و یه تاکسی ای گرفتم ک بتونم از خیابونی ک خلوت تره

و کلییییی درخت داره پیاده برم و خلوت کنم با خویشتن !!

پیاده روی عم خوبه عا !!! ( تنبلیسم مرض خطرناکیه !)

بعدش رفتم پیش مامان ک ایکاش نمیرفتم ..... /:

....خیلی زودرنج شده .... باید بیشتر حواسم بهش باشه .

اصن واستا بگم چی شد .... رفتم تا آستین مانتومو برام کش بذاره شبیه آستین دلقکا کنه !!!

بعدش یخده بهش غر زدم ک :

وا ! : مامان چرا این ریختی شد ؟!

فرمود : خوب خودت خواستی دیگه !

فرمودم : ای بابا پس چرا کشش این جوری شد ......

ک ......

هعی ...... قهر کرد !! و فرمود دیگه لباساتو برات درست نمیکنم !

با هم اومدیم خونه ...... ظرف کثیف صبونه..... دیگه واویلااااا !!!

( من همیشه موجود بی نظمی بودم !! باشد ک تغییر طریق (!) پیش گیرم ! )

موهای کوتامو خرگوشی بستمو با لبخندی کشششششششش دااااااااررررر رفتم ناهار (:

( نباید استرس و نگرانیم رو جدی بگیرم .... حتی ناراحتی هم نباید تاثیر بذاره ... )

ظهر باز خوابیدم /:

پاشدم تلویزیونو خاموش کردم و باز نَپاشدم !!

بعدش ولی پاشدم ! دورکی در فضای مجازی

و پاشدم !

نشستم جلوی تلویزیون و فیلم مورد علاقه رو دیدم و دوباره پاشدم !

دفترچه ی انتخاب رشته رو گرفتم ولی هیچی ازش سر در نمیارم !!!

گیج کننده توضیح داده چقد اه /:

رفتم خونه ی مادرجون و باز احمد ( یدیقه هم آروم و قرار نداره همه ش سرو کول منه ! )

پ.نون : از صدای آژیر خوشم نمیاد .... چقد صدا زیاده ....

+ تاريخ چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 20:20 نويسنده shirin (: |
*__*believe*__*...

ما را در سایت *__*believe*__* دنبال می‌کنید

برچسب: دیروز, نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:14

صفحه بندی