روز دوم در بیمارستان

خرید بک لینک
اینجور ک بوش میاد خبری از مرخص شدنم نیست..

بازم امشب مهمون این خراب شده ام.اههههههههه

امروز یه برف حسابی اومد بعدشم بارون گرف

و من بدون اجازه پریدم تو محوطه ی بیمارستان

کلی زیر برف و بارون خودمو خالی کردم...گریه هامو بارون برام پاک میکرد.

ولی همه چی خوبه...خدایا شکرت...

راستی ولنتاین هم مبارک. برا کسایی ک عشق دارنو کادو میگیرن

و اوناییم ک مثه من تنهان پیشاپیش عیدتون مبارک!

+این هفته مدرسه پَرررررر شد!

بیمارستانو ولی کردم کتابخونه!

+ای غایب از نظر به خدا می سِپارمَت...

جانم بسوختی و به دل دوست دارمَت...

(میدونم نمیخونی نوشته هامو ولی دیشب باز مثه دیوونه ها

یادت افتاد تو مخم...!هههه من آدم بشو نیستم...

بدون هرشب برای سلامتی و موفقیتت دعا میکنم...)

*__*believe*__*...

ما را در سایت *__*believe*__* دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 19:17

صفحه بندی