دیروز ینی جمعه آزمون داشتم از 8 تا 12
اومدم خونه ناهار خوردم بعد از 2 تا 8 شب کلاس داشتم
امروزم دو تاامتان :شیمی و زبان
عیچی دیه تا 2 بیدار بودم تازه زبان هم نخوندم.ولی نیم ساعت باز همون ارتباط با سعید
پریشب خواب دیدم داره سیل میاد و آب تا گردن و نزدیکای دهنمم اومده
ترسیده بودم اما شنا کردمو خودمو ب یه بلندی رسوندم.
تعبیرش میشه اینکه با یه دشمن میجنگم و پیروز میشم...
فک کنم این دشمن همون نفسمه...
از امروز بگم دیدمش...همون اول گفتم دلم برات تنگ شده بود
خ غلیظ گف منممم همینطوورررررر...
خوشمان آمد!دیه یذره حرفیدیم فلشمم دادم برام آهنگ بریزه.و رفت...
ویه شنبه ی دیه هم تموم شد...
جالبه امروز زیاد شوقی برای دیدار نداشتم واین نشونه ی خوبیه!
پ.ن:این بیته دیروز تو آزمون بود خوشمان آمد اصن یه هیبتی توشه!
پشه و مور و ملخ فی المثل ار عظم شوند
همه پیل افکن و اژدردر و سیمرغ شکار...
*__*believe*__*...ما را در سایت *__*believe*__* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59