*__*believe*__*

متن مرتبط با «ای کاش می شد» در سایت *__*believe*__* نوشته شده است

با دندان قروچه و حرص مینویسد ...

  • نیلوبلاگ

    آخه چیو داری به کیا میگی؟؟؟آخه سنگ کیا رو اینجوری داری ب سینه ت میزنی ؟؟؟ آخرش مجبوری همون سنگو ب سرِ خودت بزنی .اینو یادت بمونه شیرین ، اونی ک خوابه رو میشه بیدار کرد اما اونی ک خودشو زده ب خواب ، عمراxa0..بویِ افکارِ پوسیده شون ، بوی جهلاتشون دقیقا بوی گندِ منجلابه....

    ادامه مطلب
  • جهنم آباد چگونه میگذرد ؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    هم اکنون دقیقا عین بچه ها دلم مامان ، بابامو میخواد ....پا بر زمین میکوبد و گریه سَر میدهد و از تنهایی ب خود فرو میرود. (-_-)...

    ادامه مطلب
  • فرجه های خود را چگونه میگذرانید!؟

  • نیلوبلاگ

    اتمام کتب غیر درسی نیمه تمام و دیدن فیلم های مضحک و برقراری دیالوگ های بی پایه و اساس با دوستانِ به قول مادر بی سر و پایشxa0از مجموعه فعالیت های بنده در این دوره ی خطیر فرجه هاست. ((:وی با این فرمون به دهکده یxa0فنا(بووق الف) رهسپار است با سرعت بالا !xa0...

    ادامه مطلب
  • هیجان و استرس و درس و امتحان ! باز این چه شورش است!؟

  • نیلوبلاگ

    بالاخره زهرا کشون کشون منو برد کتابخونه!(جمع نمودن عزم عمومی و آنجای خصوصی جهت درس خواندن!)درد مشترک جفتمون سرxa0درس نخوندن هم همین چک کردن اخبار و کانال مانال هاست ها! هی بررسی و تحلیل میکنیم و میگیم ...

    ادامه مطلب
  • شیرین ، کم کم تلخ و زهرِ مار میشودu200c...

  • نیلوبلاگ

    دختره میگفت میرفتم تو پارک قدم میزدم تا شب بشه و برگردم خوابگاه.. نمیتونستم وضع خوابگاه و هم اتاقی هامو تحمل کنم...گویا منم دارم ب همین وضع دچار میشم...خیابون های مشاهیر ، سعدی ، باغ فردوسxa0و همین دورِ باطل که نمیدونم تا کِی ادامه پیدا کنه....

    ادامه مطلب
  • میزبان میشود!

  • نیلوبلاگ

    اولین باره دارم با قطار برمیگردم..انصافا دنگ و فنگش خیلی بیشتر از اتوبوسه.نازی و مبینا هم دارن باهام میان ک ببرم جاهای دیدنی شهرمونو بهشون نشون بدم !...

    ادامه مطلب
  • در هفته ای ک گذشت !!

  • نیلوبلاگ

    در گذرگاه زمانخیمه ی شب بازی دهربا همه تلخی و شیرینی خود میگذردعشق ها می میرند ...رنگ ها رنگ دگر میگیرندو فقط خاطره هاست ک چه شیرین و چه تلخدست ناخورده ب جا میمانند...xa0بی رمز و حفاظ !...

    ادامه مطلب
  • اخلاق وحشی گرایانه -_-

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم از چی ناراحت بودم ک تمام گذشته و ناکامی هاشو ، کوبوندم تو صورتش...احتمالا شکست... تقصیر خودشم بود، نباید ب پر و پام میپیچید /:...

    ادامه مطلب
  • ب کدامین گناه آخه!؟ والا خب!

  • نیلوبلاگ

    خیلی تحمل قیافه الانتو داریم زرتو زرتم عکسای شیشلیکه پیریه خودتونو استوری کنین /:"عنتلکتوئلیسم"ب جای واژه ی شیشلیک میتوانید واژه ی اصلی را جایگذاری کنید!xa0- جلسه اول کلاس سفال خوب بود. در واقع ساخت زیورآلات سفالیه.xa0...

    ادامه مطلب
  • دلقک الگو میu200cشود!

  • نیلوبلاگ

    - دسشویی شستم!بلکه الگویی باشم برای همسن و سالانم جهت کمک ب خانه و خانواده!*مرا از چشم ها انداخت خوبی های بی حدمکه دل را میزند چیزی ک بی اندازهxa0شیرین است*یه جایی بالاخره باید مسیرو عوض کرد دیگه...یا مثلا خدافظی کرد...xa0...

    ادامه مطلب
  • مرا یک مشت قوانین کوبیده اینطور دلتنگ کرده است.

  • نیلوبلاگ

    آخرین بار شهریور 96 نوشت...از اون ب بعد فقط گاهی وبلاگشو چک میکرد...بعدم هی حضورش کمرنگ و کمرنگ تر شدتا اینکه یه بار خودش گفت دیگه اونورا نمیره...دوره ی اوج وبلاگ من هم زمانی بود ک اون حضور داشت و میخ...

    ادامه مطلب
  • مغزم را ب فرغون میسپارم !

  • نیلوبلاگ

    ببینید دوستان، خب وقتی اعصاب بچه دار شدن ندارید لطفا خودتونو کنترل کنید زرتی بچه پس نندازید -_- یا مثلا یه سره ب بچه شون فوش میدن بعد تازه میگن :ای بابا بچه مون چرا حرف بد یادگرفته !! خب روانپریش هااا ! (وی در اعتراض ب صدای زر زر بچه ی همسایه این را مینویسد!)...

    ادامه مطلب
  • وی و بدبختی های بی امانش /:

  • نیلوبلاگ

    الان از آن زمان هایی است ک تحلیل آزمون هایم روی هم تلمبار شده و میخواهم نقاط حساسه زمین و زمان و هر آنچه در آن است را گاز گرفته و ب خاک و خون بکشانم !...

    ادامه مطلب
  • رو مخی های پانسیونی !

  • نیلوبلاگ

    حتی از صدای قورت دادن چاییش ، از صدای چیزی خوردنش ،ازxa0کشیدن پاهاش رو موکت وقتی داره درس میخونه ،xa0ازحرف زدنش ، از دست زدن بهش ،ازxa0سهمیه ی تپلی ک بخاطر شهادت پدر مدافع حرمش بهش میرسه ،xa0ازینکه13سالگی ازد...

    ادامه مطلب
  • من و غذایی ک هرگز سفارش داده نشد -_-

  • نیلوبلاگ

    من تنهام و باز مامان اینا رفتن تهران. دیشب گفت برای ناهار فردات چ میکنی!؟ گفتم خب مامان جان سفارش میدم دیگه. با چشمانی گردالی شده گفت تو چیکااررر میکنی!؟؟؟ اینهمه چیز میز تو یخچال هست! هندوانه ،طالبی،اون آشه ک پریروز می خواستم بریزم دور ! نون پنیر سبزی و ....! کم کم داشت در خفایای خاطرش ب دیوار مهربانی هم فکر میکرد ک افکار پلید و شومش را منقطع نموده و ب نون و پنیری راضی عمی گشتیم !!!...

    ادامه مطلب
  • من و مقوله ای ب اسم ازدواج!

  • نیلوبلاگ

    شوخی شوخی،جدی شد! دوستم رفته ب مامانش گفته ! مامانه هم قراره ب بزی بگه ! این فرآیند گویا دارد با واکنش هایی انفجاری انجام میشود!...

    ادامه مطلب
  • از هر گوشه صداییست!

  • نیلوبلاگ

    وی تا گردن خزیده است زیر پتو و دارد از تنهایی نیمه شبش ، کعنهوو حیوانی باوفا میلرزد !...

    ادامه مطلب
  • این خوبه،اون خوبه /:

  • نیلوبلاگ

    خیلی دوس دارم تا فردا ظهر ساعت ۱۲ خواب باشم!....^_^آما...هعی...درس خوبه، پانسیون خوبه،این خوبه...اون خوبه !!...

    ادامه مطلب
  • سعی میکنم دیگه آخریش باشه ..!

  • نیلوبلاگ

    از ناله نویسی بدم میاد ...ولی دلم داره میترکه... تب دارم ،همه ی بدنم ضعیف شده.. مگه نمیگن واسه کسی بمیر ک واست تب کنه؟؟ خب بیا منو ببین..نمیخوام بمیری برام ولی فقط برگرد... بگو همش یه شوخی مسخره بود...بیا تا دوباره بسازم دنیای قشنگ رویامو کنارت... #تو پروفایلم اسمتو جزو علایقم نوشتم ، آخه این انصافه ؟؟؟...

    ادامه مطلب
  • چون شفق در خون نشیند چشم خون پالای من ! ...

  • نیلوبلاگ

    وی ، جدیدا دچار مرضی لاعلاج شده ب اسم "غمگین شب گوش کن!" بدینگونه ک آهنگ های بند تمبانی و غمگین گوش میدهد ، اوکو اوکو ناله سر میدهد و تا پاسی از شب ب صرف مقدار فراوانی ذکر مصیبت و آه وناله ای اضافه ، غمگساری میکند!!!...

    ادامه مطلب