*__*believe*__*

متن مرتبط با «امروز» در سایت *__*believe*__* نوشته شده است

پست امروز ( بررسی شرایط جوی خانه ! )

  • نیلوبلاگ

    xa0دریابیدم ک xa0ناراحتی مامان چیه ... از خو وَخِستُم !!! ( از خواب بیدار شدم !)xa0 بهش زنگ زدم و هر چی ک دست و پا شکسته از علم روانشناسی درباره این موضوع حالیم میشد براش تفت دادم ! { تو کتابا یا چیزایی ک تو کانال ها خوندم }xa0 سعی کردم متقاعدش کنم ..... ولی...xa0 نمیتونم درکش کنم باید اونم متوجه بشه کxa0شخم زدن گذشته چیزی رو تغییر نمیده .... { باشد ک سروصداهای خانه بخوابد ! و کُلُهم اجمعین رستگار گردیم ! } xa0...

    ادامه مطلب
  • دیروز خسته کننده...امروز عاشقانه!

  • نیلوبلاگ

    این دو روز احساس میکنم دهنم داره صاف میشه راستش! دیروز ینی جمعه آزمون داشتم از 8 تا 12 اومدم خونه ناهار خوردم بعد از 2 تا 8 شب کلاس داشتم امروزم دو تاامتان :شیمی و زبان عیچی دیه تا 2 بیدار بودم تازه زبان هم نخوندم.ولی نیم ساعت باز همون ارتباط با سعید پریشب خواب دیدم داره سیل میاد و آب تا گردن و نزدیکای دهنمم اومده ترسیده بودم اما شنا کردمو خودمو ب یه بلندی رسوندم. تعبیرش میشه اینکه با یه دشمن میجنگم و پیروز میشم... فک کنم این دشمن همون نفسمه... از امروز بگم دیدمش...همون اول گفتم دلم برات تنگ شده...

    ادامه مطلب
  • کار خوب امروز...

  • نیلوبلاگ

    خلی حسه خوبیه وقتی باعث خنده ی یکی میشی...(: وختی هم چشاش و هم لبش خندون میشه...(: چن وختی بود به یه دختر کرو لال قول داده بودم که براش لباس میارم...بش نگفتم برای توxa0 گفتم چون من کسی رو نمیشناسم ک بهش کمک کنم لباسا رو میدم ب تو و تو ب کسی ک میشناسی بده رفدم در خونه دنبالش ماشالله 8 تا بچه ان تازه فهمیدم یکی از برادراش زندانه...): خلاصه بردمش دمه خیاطی مامان و هر چی لباس تو کیسه بود دادم بهش...جالبش اینه ک مامانشون داداش کوچیکه دخدره رو یواشکی فرستاده بود دنباله ما! خوب حق داش...دوره زمونه بد ش...

    ادامه مطلب