خرید بک لینک
دردم از یار است و.....

دقت کردی وقتی نتونی دردت رو ریشه یابی کنی

مجبور میشی اونو با یه مسکن آروم کنی...

آرومش میکنی تا کار و زندگیت رو مختل نکنه.

هی درد میگیره هی مسکن، هی درد هی مسکن و.....

ادامه داره این درد لعنتی و مسکن خوردن تو...

بعدش یهو به جایی میرسه که

به جای اینکه تو اونو ساکت کنی و روش مسکن بذاری..

میبینی این دردِ که داره تو رو ساکت میکنه...!

میدونی چجوری؟؟؟

از شدت درد یهو خفه میشی...حتی نای اعتراض هم نداری...

فقط سکوت میکنی تا .......(کاشت ، داشت و برداشت آزاد!)

اگه بتونی درد رو بنیادی خوبش کنی که خُب این عالیه ولی...

به نظرت اگه نشه این پایانِ راهه؟؟؟

شیرین اسفند 95

پی نوشت : 21 روز گذشت....

پی تر نوشت: این دبیرا هم انگار سگ دنبالشون کرده!

وحشیا یه کَله درس دادن اهههه

پی ترتر نوشت(!): تیپ زیبای من موقه رفتن به نماز خونه ی سالن مطالعه

جورابه نارنجی با دمپایی انگشتی بنفش !

با صدای لِخ لِخ لِخ!

برچسب: نویسنده: کامران باقریان تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 19:17

صفحه بندی