هیچ خبری نیس...امروز تو مسیر بوی خاک نم خورده حسابی دل نشین بود... شاید فردا بعدازظهر زهرا و مامانش بیان خونمون...خداکنه بیاد... دلم میخواد با یه دوست حرف بزنم... xa0 پ.ن: چ خوب ک نشد...خدایا مرسی نجاتم دادی....