
وسط اینهمه درس و کار ، مزخرفه ک یهو یادِ حماقت ها و گندکاری هات بیوفتی و حالت از خودت و گذشته ت بهم بخوره. -_-xa0- از جشن روز دانشجو و خیلی چیزای دیگه ک الان یادم نمیاد(!) اینجا نگفتم !و اگه نگم هم مخم میترکه ، ک خب فعلا چون امتحان دارم میذارم مخم بترکه ولی ب جاش برم ب درس و مشقم برسم!(عجب چیز پیچیده ای شد!)...
ادامه مطلب
دختره میگفت میرفتم تو پارک قدم میزدم تا شب بشه و برگردم خوابگاه.. نمیتونستم وضع خوابگاه و هم اتاقی هامو تحمل کنم...گویا منم دارم ب همین وضع دچار میشم...خیابون های مشاهیر ، سعدی ، باغ فردوسxa0و همین دورِ باطل که نمیدونم تا کِی ادامه پیدا کنه....
ادامه مطلب
- دسشویی شستم!بلکه الگویی باشم برای همسن و سالانم جهت کمک ب خانه و خانواده!*مرا از چشم ها انداخت خوبی های بی حدمکه دل را میزند چیزی ک بی اندازهxa0شیرین است*یه جایی بالاخره باید مسیرو عوض کرد دیگه...یا مثلا خدافظی کرد...xa0...
ادامه مطلب
من حتی سر یه مایع دسشوویی سادهبا خانواده نتونستم ب تفاهم برسم!بعد آیا ب نظر شما همسر آینده م ،مورد قبولشون واقع خواهد شد!؟(دستهایش را در حالی ک داردب آینده ی نه چندان روشنش فکر میکندبا مایع دسشوییه فرموله شده در فرانسه(!)می شوید و دماغش را گرفتهپیف پیف میکند!)xa0- دیشب جانان میگفآهنگ همبازی از جیدال رو واسه حس مثبت جان بفرس ،بلکه بفهمه منظورت چیه !خودم ک والا چشمم آب نمیخوره...گویا بنده ب یکعدد ببو گلابی دل بستم رسما !! -_-...
ادامه مطلب
دیقا نمیدونم کار درستی کردم یا نه... ولی کردم...و پاسخی نیافتم... ب همون شخص مورد نظر کانادا رفته نوشتم سلام. خوند...ج نداد...باز الان نوشتم براش ببخشید اشتباه شد معذرت میخوام... نمیشه فراموشش کرد...چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ xa0 پ.ن:آی ام وری سست اراده!...
ادامه مطلب
ساعت 11.58 دیقه براش نوشتم : راستی کانادا رفتنتون مبارک باشه آقای مهندس. ساعت 4.58 دیقه نوشت: سلام شما؟ والان ساعت 5.30 براش نوشتم بیخیال... چ کنممممممم؟ازش بپرسم سوالی ک خیلی وقته میخواستم بپرسم رو؟ یا......
ادامه مطلب
کل تطیلیامو ترکوندم آخه من چارشمبه عا عم تطلیلم (: ولی دریغ و دریغ و افسوس از یه ذره درس! خیرسرم کنکور دارم! xa0 پس نویسه :مای گاد من پیلیز یذره استرس با چاشنی اراده وسس اضافه عطاکن فور می......
ادامه مطلب